Translate

۱۳۹۷ خرداد ۱۱, جمعه

چرا بایستی به خدا اعتماد کنیم؟


در بحبوحه مشکلات و مصیبت ها، اگر قرار نباشد که به خدا اعتماد بکنید، پس چه کنید؟ اگر بخواهید کنترل مشکلات را در دست خودتان بگیرید، در واقع از چاله به چاه خواهید افتاد. شاید بگویید: "اما شما موقعیت من را درک نمی کنید؟" حق هم دارید . اما یک سئوال: تجربیات خودتان را در نظر بگیرید. آخرین باری که به نقشه الهی پشت کردید و موفق و پیروز شدید، کی بود؟ در کتاب پیدایش، شخصیت یوسف را در نظر بگیرید: او در مصر غریب و تنها بود. نه دوستی داشت و نه فامیلی. نه کلیسایی که او را پشتیبانی کند. نه آزادی، نه پول و نه کتاب مقدس و نه صدایی از سوی خدا. اما یوسف نسبت به خدا امین ماند و البته خداوند هم نسبت به او وفادار بود. نتیجه: او بعد از فرعون، شخص دوم مملکت گردید. در یک آن، یوسف از یک برده اجنبی و زندانی به مقام دوم پر قدرت ترین ابر قدرت جهان آن روزگار ارتقاء درجه پیدا کرد. بعد از سیزده سال نکبت و بیچارگی، بالاخره برای او اتفاق خوبی رخ داد. ما میزان عملکرد خدا را با چیزهایی که خود می بینیم و می شنویم، ارزیابی می کنیم. در حالی که عملکرد خدا با دو نکته سنجیده می شود: یک. رشد روحانی و بلوغ شخصیت ما، دو. تکمیل نقشه الهی. سکوت خدا در مشکلات و سختی ها به هیچ وجه به این معنی نیست که او در زندگی ما فعال نیست. در موقع سکوت خدا، تنها راه منطقی، اعتماد، تحمل و انتظار برای او می باشد. هر چند ممکن است صدایی از او نرسد، ولی او هرگز از ما دست بر نمی دارد. در خلال سخت ترین مشقت ها، دست خداوند در کار است تا شخصیت ما را رشد داده و اراده خود را در زندگی ما به انجام رساند.

کشیش: آزیتا سرایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر